به گزارش اشراف – حامد حسین عسکری: حوادث تلخ دی ماه 1404 به ظاهر با اعتراضات اقتصادی شروع شد و با موجسواری و فتنهافکنی دشمنان مردم همراه شد، اما در باطن آن لایههایی از مسائل اجتماعی نهفته است که این مسائل، بیش از هر طبقهای، بر ذهن و رفتار نوجوانان و جوانان اثرگذار بوده و اگر به درستی حل و فصل نشود، در آینده میتواند حوادث تلختری را به دست همان دشمنان بیرحم و حیلهگر رقم بزند.
سوال اینجاست که این مسائل و سوالات اجتماعی رسوب کرده در ذهن نوجوانان و جوانان چیست که اگر به خوبی حل نشود، در کشاکش بحرانهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی میتواند به حوادث غیرقابل جبران منجر شود؟
- سوالات بنیادی؛ در ذهن نسل جدید – همه یا بخشی از آنها، کم یا بیش – سوالات مختلفی راجع به مبدأ هستی و مقصد آن، نسبت دین با دنیا، عرفانهای نوظهور و نسبت آن با نیازهای معنوی انسان، نقش روحانیت در زندگی اجتماعی مردم و … وجود دارد که بخشی از آنها به طور طبیعی و با نگاه پژوهشگرانه ایجاد میشود و بخشی دیگر نیز با پمپاژ شبهه توسط دشمن، تقویت میشود.
- سوالات سیاسی اجتماعی؛ در بخش موضوعات سیاسی، سوالات جدی و پررنگی درباره چیستی و چرایی وقوع انقلاب اسلامی، چرایی تقابل با آمریکا و اسرائیل، مقایسه وضعیت رفاهی کشورمان با کشورهای حوزه خلیج فارس و نوع مناسبات آنها با آمریکا و اسرائیل و … وجود دارد. در بخش موضوعات اجتماعی هم ترکیبی از سوالات و ابهامات با محوریت «عدالت اجتماعی» در ذهن همه مردم به ویژه نسل نوجوان و جوان وجود دارد که از دل هرکدام از آنها، سوالات دیگری بیرون میآید.
این مسائل اگر به خوبی و توسط اهل فن – اعم از روحانیت آگاه و نواندیش، اساتید دانشگاه، مسئولان کشور و … – پاسخ داده نشود، گرههای ذهنی کورتری ایجاد میکند که میتواند در آینده خطرناکتر شود.
* توسعه اقتصادی نامتوازن و عدالت اجتماعی
دکتر ابراهیم فیاض جامعهشناس و استاد دانشگاه، اما به تاثیر وضعیت اقتصادی بر سرمایه اجتماعی اشاره کرده و میگوید: از زمان شکلگیری چشمانداز ۲۰ ساله، بارها نسبت به پیامدهای نوسازی سریع، گسترده و دستوری هشدار داده شد، زیرا چنین روندی بهجای توسعه پایدار، به بازتولید فساد، نارضایتی، شورش و خشونت اجتماعی منجر میشود. زمانی که نوسازی بهصورت آمرانه اجرا میشود، سرمایه اجتماعی بهتدریج از بین میرود.
به گفته فیاض، با نابودی سرمایه اجتماعی، مشارکت عمومی و خلاقیت اجتماعی نیز تضعیف شده و در مقابل، زمینه برای گسترش خشونت، ویرانگری و کنشهای اعتراضیفراهم میشود. نشانههای این وضعیت را میتوان در رفتارها و واکنشهای نسل دهه هشتادی مشاهده کرد؛ نسلی که در فضایی فاقد اعتماد اجتماعی، انسجام جمعی و امکان مشارکت مؤثر رشد کرده و طبیعی است که واکنشهای تندتری نسبت به شرایط موجود از خود نشان دهد.
فیاض، عدالتآموزشیرا یکی از محورهای اصلی بحران اجتماعی میداند و میگوید: فقدان عدالت آموزشی در سالهای اخیر، به تعمیق شکافهای طبقاتی و اجتماعی منجر شده است. دسترسی نابرابر به آموزش باکیفیت، فرصتهای اجتماعی را بهشدت ناعادلانه توزیع کرده و این مسأله، نارضایتی و احساس تبعیض را در میان نسلهای جوان تقویت میکند. هرگونه اصلاح ساختاری در آینده، ناگزیر باید از مسیر بازسازی نظامآموزشی و رفع تبعیضهای آموزشی عبور کند.





