به گزارش اشراف – حامد حسین عسکری: شهادت جانسوز رهبر عزیزتر از جانمان در نخستین لحظات تهاجم وحشیانه دشمن صهیونیستی آمریکایی به میهن اسلامی، آنهم در دفتر کارشان و در کنار خانواده عزیزش، دلهای بیشماری را آتش زد و میلیونها انسان آزاده را در ایران و جهان عزادار کرد. داغ مولایمان سرد نمیشود و تا چرخ روزگار در گردش است، یاد و نام و مرام او با زندگیمان عجین خواهد بود. در این میان، انتخاب خلف صالح او، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای برای رهبری امت اسلامی نیز، هم آرامبخش دلهای ماتم زده و سوخته در فراغ امام شهیدمان بوده و هم امید به آینده و حرکت استوارتر برای دستیابی به قلههای سعادت را در دلها زندهتر کرده است.
اما آنچه در ارتباط با شهادت مظلومانه و مقتدرانه رهبر عاشورایی ملت ایران، حضرت آیتالله خامنهای قدس سره جای تامل و تفکر دارد، انسجامی است که حول محور خون پاک ایشان در جامعه ایرانی شکل گرفته و باید با حساسیت و جدیت، پاس داشته شود. امام شهیدمان همانطور که در دوران حیات دنیوی خود و در سنگرهای مختلف خدمتگزاری از جمله رهبری امت اسلامی، محور وحدت و انسجام و همدلی در جامعه ایرانی بود، پس از شهادتش نیز محور و مبدأ انسجام و امید شد.
چه بسیار افراد مردد یا به قول معروف “خاکستری” که با شنیدن خبر شهادت رهبر حکیم انقلاب، چشمشان به حقایق دیگری باز شد و با دل شکسته به میادین و محافل عزا و حماسه آمدند و به برکت این خون پاک و مظلوم، خطر وجود دشمن حیله گر و خونریز را با همه وجود درک کردند و برای ماندن پای وطن با وجود همه گلایهها و مشکلات، مصممتر شدند.
حالا امام شهیدمان رفته و در آسمانها نظارهگر ماست، اما درسهای اجتماعی او و دغدغههایش، پیش روی ماست. امام خامنهای بارها گفته بود که من همه مردم را دوست دارم و برای همه آنها بدون استثنا دعا میکنم؛ او این حرف را در حد ادعا خلاصه نکرده بود و در عمل نشان میداد که دوستدار و دغدغهمند همه مردم با همه سلایق و تفکرات است. از جلسات و محافلی که با سلایق مختلف فکری و فرهنگی و سیاسی برگزار میکرد و پای حرفهایشان مینشست تا تاکید صریح و چندباره اش بر “جذب حداکثری و دفع حداقلی” و نمود عینی این راهبرد در انتصاب مسئولان کشور، همه و همه جلوههای درخشانی از سیره اجتماعی امام شهیدمان بود که هر انسان منصفی را به تحسین و اعجاب وا میداشت.
رهبر شهیدمان در حرف و عمل، خود را رهبر همه ایرانیان میدانست و مردم هم قدردان این نگاه و منش او بودند و هستند. از این پس که روح بلند و آسمانی اش ما را همراهی میکند، بیش از گذشته نیازمند بازخوانی و درک عمیق سیره و سلوک اجتماعی آن امام به عرش سفر کرده هستیم. مطالعه، بازخوانی و درک این سیره و مرام او که در خلف صالحش نیز جاری و ساری است، وظیفه یکایک ما به ویژه مسئولان و نخبگان است تا طی کردن مسیر پر فراز و نشیب پیش رو و دستیابی به تمدن نوین ایرانی اسلامی بهتر و آسانتر انجام شود.
https://eshraf.ir/?p=140067





