به گزارش اشراف – نسیم اسدپور: یکی از جلوههای برجسته در سبک زندگی قائد شهید امت اسلامی، حضرت آیتالله امام خامنهای (ه)، ارتباط قلبی عمیق با فرزندان خود و همراه کردن آنها در جریان رشد معنوی بوده است. نکتهای که باعث تربیتی عمیق و ماندگار برای فرزندان شده و در تمام سالهایی که رهبر حکیم و شهید انقلاب، مسئولیتهای سنگین و پرمشغلهای از نمایندگی امام (ره) در شورای عالی دفاع، نمایندگی مجلس، ریاست جمهوری و رهبری امت اسلامی را داشتهاند، به قول معروف خیالشان از رفتار سیاسی و اجتماعی فرزندانشان راحت بوده و جامعه اسلامی از برکات علمی و معنوی وجود آنان بهرهمند شدهاند.
در برشی از سلسله مطالبی که این روزها با عنوان «شهید خامنهای به روایت خودش» در فضای مجازی منتشر میشود، خاطرهای از توسل فرزند برومند امام شهید، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای برای آزادی پدر از زندان، نقل شده است. امام شهیدمان در این خاطره گفتهاند: «همسرم برایم نقل میکرد که مادرش، پسرم مجتبی را که کودکی بود سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات به حرم حضرت رضا (علیهالسلام) میبرده و به او میگفته: به وسیله امام رضا به خداوند متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند. کودک، معصومانه رو به امام رضا (علیهالسلام) میکرده و به او توسل میجست. یک شب دیگر مجتبی با مادربزرگش به حرم رفته و صحنه تکرار شده؛ اما این بار نشانههای تأثری شدید در مجتبی ظاهر شده! گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت میکرده و به شدت اشک میریخته؛ به حدی که مادربزرگش از کرده خود پشیمان شده و تصمیم گرفته که دیگر این کار را از مجتبی نخواهد.
دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در میآید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه برادرم در تهران با آنها تماس گرفته بودم»!
اما نکته جالب در این روش تربیتی و انس دادن فرزندان با دعا و توسل، این است که رهبر شهیدمان این روش را از پدر بزرگوار خودشان مرحوم آیتالله سید جواد خامنهای (ره) به ارث برده بودند. در جایجای خاطرات حضرت آقا از دوران کودکی و نوجوانی، جلوههای جذابی از ارتباط دوجانبه و محبتآمیز ایشان با پدر بزرگوار و عالمشان را مشاهده میکنیم که در قالب مباحثات علمی دوجانبه، مشرف شدنهای دوتایی به حرم مطهر رضوی و نیز تحسین از جانب پدر برای دعا و توسل، خودش را نشان میداده است.
در یکی از این خاطرات، از قول رهبر عزیزمان آمده است: «پدرم هر شب بعد از نماز مغرب و عشا به حرم مشرف میشد؛ تقریباً هر شب حرم میرفت. من هم هر شب با پدرم به حرم مشرف میشدم. حرم که میرفتیم، پدرم زیارت امینالله میخواند؛ زیارت جامعه کبیره را هم مکرر میخواند؛ لذا زیارت ایشان طول میکشید. من هم جامعه را از روی مفاتیح میخواندم. اینقدر خواندم که حفظ شدم. یک شب از حرم که بیرون آمدیم به پدرم گفتم: آقا! من امشب جامعه کبیره را از حفظ شدم. پدرم خیلی خوشحال شد و نوازشم کرد و بارکالله گفت. از همان زمان هنوز هم زیارت جامعه را حفظ هستم».
و همه اینها، درسهایی ماندگار برای امروز جامعه ماست که بالاتر از همه قدرتها و پیشرفتهای علمی و فناورانه، دست قدرت الهی است که باید با ابزار دعا و توسل، به آن مدد جست.
https://eshraf.ir/?p=140052





