اشراف – شاهرخ صالحی کرهرودی: با وجود تکرار حوادثی مثل جنگ تحمیلی 12 روزه، کودتای دیماه و جنگ رمضان، اما همچنان بخش زیادی از مردم آمادگی روانی برای مواجهه با چنین بحرانهایی را ندارند و به سرعت، دچار حملههای عصبی شده یا با بروز نشانههایی مثل فشار خون بالا و حملات قلبی به مراکز درمانی مراجعه میکنند.
از منظر پزشکی، در شرایط بحرانی، سیستم عصبی بدن به طور طبیعی وارد حالت “هشدار” میشود. مغز انسان در این حالت، تهدید را تشخیص داده و واکنشهایی مانند فرار، حمله یا انجماد را فعال میکند. اما اگر این وضعیت طول بکشد و کنترل نشود، منجر به اختلالات روانی مانند اضطراب مزمن، افسردگی، یا اختلال استرس پس از شرایط اضطراری خواهد شد. در چنین شرایطی، کمک به حفظ تاب آوری جامعه، مسئولیت مهمی است که در کنار دفاع از کشور و حفظ شرایط عمومی جامعه، باید مورد توجه قرار گیرد.
خط تلفنی 4030 که در زمان کرونا به منظور مشاوره دراین خصوص راهاندازی و سپس به مرکز ملی مشاوره سلامت ارتقاء یافته بود؛ در روزهای جنگی اخیر به مرکزی برای ارائه مشاوره سلامت روان برای هموطنان بدل شد اما با این وجود، همچنان گزارشهای زیادی از آثار روانی جنگ برای سلامت مردم گزارش شده است. شدت حملات دشمن در تهران و تکرار صداهای مرتبط با جنگ باعث شد تا تعداد زیادی از مردم برای دور شدن از مخاطرات جنگ مجبور به ترک تهران و حضور در شهرستانها باشند؛ دوری از محل زندگی و البته بیاطلاعی از شرایط منزل و کاشانه، تا حد زیادی استرس را در اشخاص افزایش میدهد. این عوامل در کنار اخبارهای نادرست و شایعات التهاب آور، آستانه تحمل روانی بسیاری از مردم را با چالش مواجهه کرده است.
بنا بر دستورالعملهای بهداشت روان، مدیریت در مواجهه با اخبار، یکی از راهکارهای کاهش استرس در شرایط بحرانی اعلام شده اما با وجود قطع دسترسی به اینترنت و محدودیت در دسترسی به شبکههای اجتماعی، اما همچنان بخش زیادی از مردم همچنان در معرض اخبار ناخوشایند بودند. به طور خاص، پمپاژ اخبار ناامید کننده و التهاب آور از سوی شبکههای ماهوارهای معاند نیز در این شرایط بیتاثیر نبود و بسیاری از مردم را دچار بحران خبرزدگی کرده بود.
حضور پرشور مردم در میادینها و اطلاع رسانی مداوم شبکههای تلویزیونی داخلی اگرچه تا حد زیادی، فضای بهتری از شرایط جنگ 12 روزه ایجاد کرده بود اما همچنان بخش قابلتوجهی از مردم، نهتنها نمیدانستند در مواجهه با چنین وضعیتی چه اقدامی باید انجام دهند، بلکه حتی درک روشنی از ماهیت تهدید و ابعاد آن نیز نداشتند. در چنین شرایطی، ترس عمومی بهجای آنکه معطوف به احتیاط و تدبیر باشد، به هراس بیمحل و شایعهپذیری بدل میشود. این همان نقطهایست که جامعه را از «وحدت در بحران» به «تفرقه و اضطراب» سوق میدهد.
لزوم توجه به ظرفیت نهادهای مردمی
در کشورهای پیشرو، سازوکارهای روشنی برای مواجهه رسانهای و فرهنگی با تهدیدات امنیتی در نظر گرفته شده که شامل اطلاعرسانی بهنگام، راهاندازی سامانههای هشدار عمومی، فعالسازی خطوط تلفنی مشاوره، حضور مستمر نیروهای داوطلب و آموزشدیده در سطح محلهها و حتی اجرای مانورهای فرهنگی در مدارس و مراکز شهری است. این شرایط در کشور ما، اگرچه به صورت جسته و گریخته مثل خط تلفنی 4030 یا میزهای خدمات رسانی در میادین شهر اجرا میشود اما همچنان ساز و کار مشخصی در این حوزههای وجود ندارد.
نکته مهمی که در این میان توجه به آن ضروری مینماید این است که امنیت ملی تنها در گرو اقتدار دفاعی نیست؛ «امنیت روانی» و «ثبات فرهنگی» نیز بخش جداییناپذیر از امنیت ملیاند. جامعهای که در برابر یک تهدید خارجی، آشفته، نگران، بیاعتماد و ناهماهنگ شود، نیازمند بازنگری فوری در سیاستگذاریهای فرهنگی، آموزشی، رسانهای و حتی شهری است. استفاده از ظرفیتهای مردمی نظیر مساجد، بسیج، خانههای هلال، سرای محلات و مدارس باید به صورت جدی در دستور کار قرار گیرد تا مردم بتوانند بهترین واکنش روانی و رسانهای را در مقابله با هراسافکنی رسانهای دشمن داشته و مقاومت روانی را در کنار مقاومت نظامی در برابر حملات دشمن داشته باشند.
جنگ، به صورت ناخودآگاه، با موجی از ترس، عدم قطعیت و فروپاشی روانی برای جامعه همراه است؛ اگرچه این بار، فضای حضور در میادین شهر، حس همدلی و کنار هم بودن را بیش از جنگ تحمیلی 12 روزه برای مردم به همراه داشت اما همچنان موج سواری رسانههای دشمن، موجی از ترس را برای مردم به همراه داشته است. جنگ به احتمال زیاد تا تنبیه متجاوزان و انتقام از دشمن ادامه دارد اما در کنار آن، از آمادگی روانی جامعه نیز نباید غافل شد.
https://eshraf.ir/?p=133651





