اشراف – شاهرخ صالحی کرهرودی: جنگ تحمیلی 12 روزه و انتشار گزارشهایی از مشارکت و نفوذ اتباع بیگانه در این جنگ باعث شده تا دیدگاهها در خصوص حضور اتباع بیگانه در کشور، رنگ و بوی جدیدی به خود بگیرد. فشار اجتماعی از یک سو و مسائل امنیتی و انتظامی پیرامون حضور اتباع بیگانه غیرمجاز از سوی دیگر ، باعث شده تا نهادهای تصمیمساز و تصمیمگیر اجرایی و امنیتی با جدیت بیشتری وارد عمل شده و نسبت به طرد اتباع غیرمجاز و ساماندهی اتباع مجاز اقدام کنند. اما سوال اینجاست که در مواجهه با اتباع و مهاجرین خارجی چه رویکردی صحیح است؛ آیا این اتباع باید به کلی طرد و رد شوند یا باید سیاست میانهای نسبت به حضور آنها اتخاذ کرد؟
نبود آمار دقیق از مهاجرین خارجی در کشور
مهمترین اتباع بیگانه غیرمجاز در کشور اتباع کشورهای افغانستان و عراق هستند که کشورهایشان در طول 30 سال گذشته صحنه درگیری و اشغال توسط بیگانگان بوده است. جنگ، درگیری و اشغال در طول دو تا سه دهه گذشته، جمعیت بسیاری را در کشورهای عراق و افغانستان آواره کرده است که همین آوارگی باعث شده تا بسیاری از آنها جلای وطن کرده و به سمت ایران رهسپار شوند. اگرچه با ایجاد آرامش نسبی در عراق، تعداد مهاجرین عراقی کاهش قابل ملاحظهای داشته اما به نسبت تعدا مهاجرین افغان و تاجیک در کشور رشد قابل ملاحظهای داشته است. اگرچه بخش مهمی از مهاجرین خارجی، در نتیجه طرحهای سرشماری و آمایش، شناسایی شدهاند اما به دلیل ورود غیرمجاز بسیاری از آنها، آمار دقیقی از این افراد وجود ندارد و انتشار اعدادی بین 5 تا 12 میلیون نفر نیز ناشی از همین نبود آمار است. همین نبود آمار، برنامهریزی در خصوص این افراد را به چالش اصلی در این خصوص بدل کرده است.
ملاحظات اقتصادی حضور اتباع بیگانه
مهاجرین، بهخصوص آنهایی که در بخشهای خاصی از اقتصاد ایران مشغول به کار هستند، نقش مهمی در برخی صنایع ایفا میکنند. بسیاری از مهاجرین در حوزههایی مانند کشاورزی، ساختمانسازی، و صنایع دستی که نیاز به نیروی کار زیاد و ارزان دارند، فعال هستند و کارفرماهای بسیاری در کشور مایلند تا بجای کارگران ایرانی که نیاز به حقوق بیشتر یا بیمه دارند، صرف نظر کنند و بجای آنها از اتباع بیگانه استفاده کنند. اگرچه استفاده از اتباع بیگانه غیرمجاز و بدون مجوز کار در ایران، هم به لحاظ قانونی جرم است و هم به لحاظ مقررات تامین اجتماعی جریمه در پی دارد اما همچنان کارفرمایان بسیاری زمینه کار برای این افراد را فراهم میکنند. در چنین شرایط اخراج دستهجمعی این افراد ممکن است به ایجاد شکاف در بازار کار منجر شود و در کوتاهمدت ضربهای به بخشهایی از اقتصاد وارد کند. در نتیجه، هرگونه تصمیمگیری درباره اخراج مهاجرین باید با دقت و بر اساس نیازهای واقعی بازار کار و اقتصاد کشور باشد.
ملاحظات فرهنگی و اجتماعی
از نظر اجتماعی و فرهنگی، مهاجرین در طول دهههای گذشته تأثیرات عمدهای بر جامعه ایران گذاشتهاند. بسیاری از مهاجرین افغان که سالها در ایران زندگی کردهاند، با جامعه ایرانی در هم آمیختهاند، ازدواج کردهاند و فرزندانشان نیز در ایران متولد شدهاند. بسیاری از آنها در حال حاضر به بخشی از بافت اجتماعی کشور تبدیل شدهاند و اخراج آنها میتواند پیامدهای فرهنگی و اجتماعی منفی به دنبال داشته باشد. باید به این نکته توجه داشت که مهاجرین فقط نیروی کار نیستند، بلکه انسانهایی با فرهنگ، آداب و رسوم خود هستند که در صورت اخراج ناگهانی، تنشهای فرهنگی و اجتماعی بین جامعه ایرانی و مهاجرین به وجود میآید. فرزندان بسیاری از آنها نیز آواره میشوند و زنان ایرانی نیز که با این اتباع ازدواج کردهاند، تحت تاثیر اخراج آنها با چالش مواجه خواهند شد.
ملاحظات امنیت ملی
اما ورای مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، حفظ امنیت ملی بر همه چیز مقدم است؛ وضعیت فعلی و آسیبهایی که از ناحیه این افراد به امنیت ملی وارد شده، راه برای اغماض و سهلگیری در این خصوص بسته است. مشارکت اتباع بیگانه در حمله به شاهچراغ، قتل افراد مشهوری مثل داریوش مهرجویی و مشارکت با رژیم صهیونیستی در حمله به ایران و همچنین دخالت آنها در بسیاری از جرایم دیگر، باعث شده تا نهادهای انتظامی و امنیتی، رویکرد جدیتری نسبت به این عده اتخاذ کنند. شاید ایجاد شناسنامه امنیتی و پرونده مهاجرتی برای اتباع مفید در کنار طرد اتباع غیرمجاز، مضر یا ضد امنیتی بتواند شرایط بهتری را با لحاظ همه جوانب فراهم کند.
https://eshraf.ir/?p=133498





