به گزارش اشراف- میترا رضایی،اعتماد عمومی اما پدیدهای نیست که به صورت دستوری ایجاد شود. این سرمایه ارزشمند در فرآیندی تدریجی و از مسیر گفتوگو، شفافیت، پاسخگویی و مشارکت شهروندان شکل میگیرد. هر اندازه مردم احساس کنند صدایشان شنیده میشود و امکان بیان دیدگاهها و مطالبات خود را دارند، تعلق اجتماعی و مسئولیتپذیری آنان نیز افزایش خواهد یافت.
در چنین شرایطی، نقد و مطالبهگری نه تهدید، بلکه فرصتی برای اصلاح امور محسوب میشود. جوامعی که ظرفیت شنیدن دیدگاههای متفاوت را دارند، معمولاً در حل مسائل پیچیده موفقتر عمل میکنند. نقد سازنده میتواند خطاها را آشکار کند، کیفیت تصمیمگیری را ارتقا دهد و مانع از شکلگیری فاصله میان مدیران و افکار عمومی شود.
از سوی دیگر، تجربه تاریخی نشان داده است که محدود شدن فضای گفتوگو و کاهش امکان مشارکت اجتماعی، به تدریج اعتماد عمومی را فرسایش میدهد. هنگامی که شهروندان احساس کنند نقش مؤثری در سرنوشت جامعه ندارند، انگیزه آنان برای همکاری و همراهی با سیاستهای عمومی نیز کاهش مییابد. در مقابل، مشارکت فعال مردم میتواند زمینهساز افزایش همبستگی اجتماعی و تقویت ثبات ملی باشد.
یکی از الزامات تحقق این هدف، گسترش فرهنگ نقدپذیری در همه سطوح جامعه است. نقدپذیری تنها وظیفه مسئولان نیست؛ شهروندان نیز باید بیاموزند که اختلاف نظر بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی است و شنیدن دیدگاههای متفاوت میتواند به فهم بهتر مسائل کمک کند. آموزش مهارت گفتوگو، احترام به عقاید دیگران و تقویت تفکر انتقادی از مهمترین پیشنیازهای توسعه فرهنگی محسوب میشود.
رسانهها نیز در این میان نقشی تعیینکننده دارند. رسانههای حرفهای میتوانند بستری برای طرح دیدگاههای مختلف، انعکاس مطالبات عمومی و تقویت ارتباط میان مردم و مسئولان فراهم کنند. هرچه این ارتباط شفافتر و گستردهتر باشد، امکان شکلگیری اعتماد متقابل نیز بیشتر خواهد شد.
واقعیت آن است که هیچ جامعهای بدون سرمایه اجتماعی قدرتمند نمیتواند به توسعه پایدار دست یابد. اقتدار ماندگار از دل اعتماد عمومی، مشارکت آگاهانه و احساس تعلق شهروندان به سرنوشت کشور شکل میگیرد. از این رو، تقویت گفتوگو، پذیرش نقد و توجه به افکار عمومی نه تنها یک ضرورت فرهنگی، بلکه یکی از مهمترین الزامات حکمرانی موفق و آیندهنگر به شمار میرود.
https://eshraf.ir/?p=137396





