
اشراف – ملیحه عنبری: خانواده به عنوان مهمترین پایگاه اجتماعی، در عین اینکه نقش مهمی در تربیت نسلی و زمینهسازی برای آینده کشور دارد، یکی از مهمترین مولفههای انسجام اجتماعی و همبستگی ملی نیز به حساب میآید. در همین مسیر، تعالی و استحکام خانواده، یکی از ضروریترین مباحث پیشرفت در گام دوم انقلاب اسلامی محسوب میشود اما همین موضوع مهم، با تهدید جدی بهنام رشد طلاق در سالهای اخیر مواجه شده است.
آمارهای رسمی در سال ۱۳۹۹ نشان میدهد که حدود ۵۵۰ هزار مورد ازدواج و ۱۷۵ هزار مورد طلاق در سال گذشته در کشور ثبت شده است. این آمار حاکی از آن است که به طور تقریبی در مقابل هر ۳ ازدواج، یک مورد طلاق در کشور داشتهایم؛ به طوریکه استانهای تهران، خراسان رضوی، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی، مازندران، گیلان، خوزستان و آذربایجان غربی دارای بیشترین آمار ثبت شده طلاق بودند.
این بحران اجتماعی در شرایطی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در راستای یکی از مهمترین سوالات مرتبط با سبک زندگی در مهرماه ۱۳۹۱ و در جمع جوانان استان خراسان شمالی به آن توجه کرده و سوال کردند که «چرا در برخی مناطق، طلاق زیاد شده است؟» این موضوع در شرایطی بود که در سال ۱۳۹۱، حدود ۸۳۰ هزار مورد ازدواج و تنها ۱۵۰ هزار مورد طلاق در کشور داشتیم.
این آمارهای تلخ از فروپاشی خانوادههای ایرانی در شرایطی است که خانواده یکی از مهمترین زمینههای پیشرفت در جامعه محسوب میشود و جامعهای به قدرت، پیشرفت و تعالی میرسد که خانواده در آن مورد توجه باشد. اگرچه عدهای در سالهای اخیر به غلط به دنبال تبلیغ این هستند که غرب علیرغم فروپاشی خانواده در آن، به پیشرفت رسیده است اما واقعیت اینگونه نیست و در همین زمینه رهبر معظم انقلاب در سخنانی که در دی ماه ۱۳۹۰ و در سومین نشست اندیشههای راهبردی مطرح کردند، به این موضوع اشاره کرده و گفتند: «آن روزی که غرب به این پیشرفتها دست پیدا کرد، در آنجا هنوز خانواده سر جای خودش بود؛ حتّی مسئله جنسیت با همان رعایتهای اخلاقىِ جنسی – البته نه به شکل اسلامی، بلکه به شکل خاص خودش – وجود داشت. مسئله رعایتهای اخلاقىِ دو جنس نسبت به یکدیگر، مسئله حیا، پرهیز از تهمت، اینها چیزهائی بود که آن روز وجود داشت. این بیبندوباریها و اباحیگریها بتدریج در آنجا به وجود آمده. وضع امروز هم فردای بسیار تلخ و سختی را برای آنها رقم میزند.»
برای تعالی خانواده، ابتدا باید حقوق و تکالیف زن و شوهر را در خانواده مشخص کرد؛ رهبر انقلاب در همان سخنرانی، در تعبیری از زن و شوهر گفته بودند: «مرد پوست بادام است، زن مغز بادام است.» با همین تعبیر میتوان تفاوت جدی نگرش اسلامی را با نگرش غربی به جایگاه زن و خانواده نشان داد و بر اساس آن، مسیر حرکت زن و شوهر را در مسیر تعالی خانوادگی ترسیم کرد. اگرچه هیچ مخالف حضور و بروز اجتماعی و سیاسی زنان در عرصه بیرونی نیست اما در واقعیت این است که اگر زن از مسئولیت اصلی خود که مدیریت خانه است، غافل شود، ضربات جدی به پیکره خانواده وارد میشود. در نقطه مقابل نیز تامین امنیت، آسایش، آرامش و رفاه خانوادگی از مسئولیتهای جدی شوهر است که اگر از این مسئولیتها شانه خالی کند، دیگر محیط خانه برای زن امن نبوده و این مشکلات در بلند مدت، بنیان خانواده را با تهدید مواجه میکند.
بنابراین آنچه که میتواند در مسیر تعالی خانواده مهم باشد، این است که در وهله اول نگاه و سبک نگرش زنان، در راستای آنچه که نگاه متعالی اسلام به جایگاه زنان است تغییر کند و در مقابل نیز مردان متعهد به تلاش برای ایجاد امنیت و سکبنه برای زنان در محیط خانواده باشند. خانواده محل تعامل و کنش دوطرفه زن و مرد است. هیچ خانواده یک سویهای نمیتواند به موفقیت برسد و از این رو، همانطور که نقش زن در خانواده مهم و اساسی تلقی میشود، نقش مرد هم در کنار زن دارای معنا و مفهوم جدی خواهد بود.
از سوی دیگر، خانواده مانند هر جامعه انسانی دیگری، محل تضارب آرا و اندیشههای دو انسان متفاوت با سلیقهها و خواستههای متفاوت است که هیچ کدام بر دیگری برتری ندارند؛ اگر هدف این دو انسان، تعالی در مسیر الهی باشد، با گذشت و ایثار و ایجاد محیط امن، میتوانند در مسیر تحکیم خانواده حرکت کنند. البته که در سالهای اخیر مشکلات اقتصادی به چالشی جدی در خانوادهها بدل شده است، اما همین چالش اقتصادی نیز با مدیریت و تعامل دو سویه زن و مرد نیز قابل برطرف شدن است و یک چالش هرگز نمیتواند یک خانواده محکم را از پای درآورد. وآو