
اشراف – حامد حسین عسکری: یکی از چهرههای کمتر شناخته شده در سپهر انقلاب اسلامی و کتاب قطور مبارزات حق طلبانه ملت ایران، شهید آیتالله سید محمدرضا سعیدی است. مجتهدی مبارز و مسئولیتشناس که در مقابله با ظلم و ستم و انحراف رژیم ستمشاهی و یاری حرکت انقلابی مردم، لحظهای تردید نکرد و در آخر نیز جان خود را در این مسیر و زیر شکنجههای وحشیانه عمال رژیم شاه تقدیم کرد. در سالگرد شهادت آن عالم مجاهد و مردمی، مروری گذرا میکنیم بر زندگی و زمانه او و راهی که دنبال کرد.
آیتالله سید محمدرضا سعیدی خراسانی در دوم اردیبهشت ماه ۱۳۰۸ هجری شمسی در منطقه «نوغان» مشهد، در خاندان علم و فقاهت و سیادت دیده به جهان گشود. دروس ابتدایی را نزد پدر وارستهاش مرحوم سید احمد آموخت و در دوران نوجوانی به لباس روحانیت در آمد. آیت الله سعیدی برای ادامه تحصیلات دینی به مشهد مقدس رفت و منطق و اصول را نزد عالمان برجسته ای چون ادیب نیشابوری، شیخ هاشم و شیخ مجتبی قزوینی فرا گرفت. ایشان از ابتدا به مدرسه و حجرهنشینی و خواندن و بازخوانی جزوه و کتاب بسنده نکرد و در حالی که اندوه از دست دادن مادر و خواهر را در کودکی تحمل کرد، با مشاهده نابسامانی های ناشی از استبداد و اختناق رضاخانی و زندگی پر درد و رنج جامعه، فشار شدید حکومت بر حوزه های علمیه، از آنچه به نفع محرومان و دردمندان بود دریغ نداشت.
آیتالله سعیدی برای طی مراحل بعدی علوم اسلامی عازم حوزه علمیه قم شد و در آن شهر در محضر اساتید بزرگی نظیر آیت الله العظمی بروجردی (ره) و آیت الله العظمی امام خمینی (ره) حاضر شد و سرانجام با زحمات طاقتفرسا و تلاشهای پیگیر به درجه اجتهاد در علوم دینی نائل آمد.
آیت الله سعیدی علاوه بر ادامه تحصیل و تدریس طلاب به مسافرتهای تبلیغی نیز همت گماشت و در طی یکی از همان سفرها یکبار در آبادان به خاطر سخنرانی افشاگرانه ضد رژیم به زندان افتاد، اما در اثر تلاش آیت الله بروجردی (ره) از زندان آزاد شد. پس از این ماجرا در پی درخواست گروهی از ایرانیان مقیم کویت برای تبلیغ اسلام که خواستار عالم صالح و مبلغ توانایی بودند، این ماموریت و رسالت به آیت الله سعیدی واگذار شد و ایشان برای تبلیغ دین به کویت عزیمت کرد و مدتی در این کشور مشغول انجام امور تبلیغی شد.
در اواخر دهه چهل شمسی، زمانی که مسئله سرمایهگذاریهای مشکوک آمریکایی ها کیان ملت ایران و استقلال اقتصادی و سیاسی آنها را تهدید می کرد، شهید والامقام آیت الله سعیدی به خروش آمد و در نامه ای خطاب به علما و بزرگان، آنان را به صادر کردن فتوا علیه این قراردادهای ننگین دعوت کرد و با این عمل خود بر پیکره فاسد دژخیمان پهلوی لرزه انداخت و همین امر موجب دستگیری و انتقال وی به زندان قزل قلعه شد.
سرانجام در ۲۰ خرداد سال ۱۳۴۹ شمسی پس از ده روز شکنجه شدید، در حالی که عمامهاش را به دور گردنش پیچیده بودند، به شهادت رسید و روح بلندش به آسمان پر کشید.
وقتی خبر شهادت آیت الله سعیدی به امام خمینی (ره) در نجف اشرف رسید، آن رهبر فرزانه بسیار متأثر شدند و در اعلامیه ای نوشتند: «این تنها مرحوم سعیدی نیست که با این وضع اسفانگیز در گوشه زندان از پای در میآید، بلکه چه بسا افراد مظلوم و بیگناه به جرم حقگویی در سیاهچالهای زندان مورد ضرب و شتم و شکنجه های وحشیانه و رفتار غیرانسانی قرار می گیرند. من قتل فجیع این سید بزرگوار و فداکار را که برای حفظ مصالح مسلمین و خدمت به اسلام جان خود را از دست داد، به ملت اسلام عموما و به خصوص به ملت ایران تعزیت میدهم».
https://eshraf.ir/?p=119499